خواهر زاده ی دو سالو بیست وچهارروزه ام وقتی که به خونه ما میاد رییس بزرگ اونه یعنی هر دستوری که ایشون بدن همه باید اطاعت کنن حتی پدرم که نمونه یک مرد با جذبه و مردسالارو ... وقتی این شاهزاده خانوم دستور میدن ایشون هم اطاعت میکنن.
کار به لحن صحبت کردن و شیطونیاش نداریم ولی بازی کردنش رو ببینین. اومده گیر داده که قایم موشک-قایم باشک- بازی کنیم. و چه کسی جرات سرپیچی از دستور سرکار علیه رو داره پس بی برو و برگرد رفتیم بازی کردیم رفته قایم شده یه بار دوبار و سه بار و ... تا یالاخره جایی نمونده که قایم نشده باشه دفعه بعد میری میبینی یه بچه کوچول یه سیم گرفته جلو چشماش و اونا رو هم بسته یعنی قایم شده بعد خواهر کوچولو مونو صدا کردیم-البته خواهر کوچولومون 3 سال از ما بزرگتره- گفتیم بیا بچه ات رو ببین کجا قایم شده و همه از خنده روده بر شدیم.
پ ن : خواهرزاده شیخ رو با این بچه های لوس امروزی یکی ندونینا اینقدر شیرینه ادم دلش نمیاد بهش نه بگه.
پ ن2: این شازده خانوم کوچکترین نوه پدر و مادر گرامی هم هستند در ضمن.
پ ن۳: با توجه به کامنتهای پست قبلی انگار ما به همه بدهکاریم میشه بگین چی طلبکارین تا خدمتتون تقدیم کنم.(شیخ به همه یه دنیا عشق و محبته که الان سر رسیدش نیست به موقع پرداخت میکنیم![]()
)
