یه رفیق داریم اسم هرکی و پیشش میاریم میگه ازش بدم میاد میگیم فلانی میگه اه حالم ازش به هم می خوره، می گیم بهمانی اسمشو پیش من نیار. شایدم اصلا نشناسشون.
خلاصه جوری شده که بارها بهش گفتیم بابا تو دیگه نمی خواد بگی از کی خوشت نمیاد کسایی که ازشون خوشت میاد بگو. ما مطمئنیم که تو از همه بدت میاد مگه اینکه خلافش ثابت بشه یعنی بگی که نه از فلانی خوشم میاد.
گفتم بابا تو که اینجوری میگه من در مورد کسی هم که نظری نداشته باشم وقتی تو در موردش اینجوری میگی تو ضمیر ناخودآگاه ما هم میره و کم کم الکی از همه بدمون میاد مثل خودت و نسبت به همه شرطی میشیم.
خلاصه کلی نشستیم پیش خودمون فکر کردیم چرا اینجوریه؟ چه دلیلی داره که یه نفر از همه بدش بیاد که به چندتا نتیجه رسیدیم.
1. احتمالا دوستمون خودش رو خیلی قبول داره.
2. احتمالا فکر میکنه لیاقتش نسبت به اونها بیشتره و اگه اونا معروف شدن یا به جایی رسیدن از جای سالم نبوده وگرنه اینم می تونسته
3. شایدم حسود باشه. خدا می دونی؟
4. شایدم در موردشون چیزایی می دونه که ما نمی دونیم.
5. و خیلی شایدها و احتمالات دیگه ... شما چی فکر میکنید.
پ ن: شیخ حقگو را هم ببینید.