بعضی وقتا فکر میکنم که آدم یه دزد محصولات فرهنگی هم توی خونشون باشه هم بد نیست؟ چرا؟ اگه یه خورده دندون روی جیگر بزارین میگم.
عرضم به حضورتون که توی خانواده ما خواهری داریم که البته خواهر ارشدمون نیز هست ایشون دزد محصولات فرهنگی هستن. چه جوری؟ اینجوری که ایشون همیشه خدا برای سرزدن به والده گرامی-مادر شیخ – به صورت مرتب تشریف میارن و گاهی روزانه میشه این دیدار از مادر. حین همین سر زدن به مادر هم میبینن که چه کتاب و مجله و سی دی و... جدیدی هست که با خودشون ببرن خلاصه وقتی هم اعتراضی چیزی میکنیم میگه که شما یه کتاب رو تا بیای بخونی اعصاب ادم خورد میشه و من در عرض جیک ثانیه خوندمش و اوردمش برات.
همیشه بهش میگم خوب خودت بخر اگه برای خوندنشون عجله داری و لا اقل تو یه بار یه کتاب بخر که من ازت قرض بگیرم بخونم- البته خوب کتابایی که اون بنده خدا هم میگیره بدرد من نمی خوره روانشناسی تربیت و ...- خلاصه بهم میگه خرج بالاس و دیگه برای کتابهای اینجوری –مثلا رمان و ...- بودجه نمیمونه.
بابا قیمت این کتاب یک شصتم اون سرویس ظرفای اشپزخونتونم نیست یا یک پنجاهم اون وسیله و .... خدا بده برکت شما هر ماه هم ازین خریدا دارین؟- تا اینا رو گفتم یاد داماد بدبختمون افتادم که باید تمام این هزینه ها رو تامین بکنه-
میگه اینا جز ضروریات زندگی و ....
من موندم اون موقعی که مادر ما توی اشپزخونه اش ماکرویو و سرخ کن و کوفت و زهر مار نداشت بدون این ضروریات زندگی چه جوری و با چه مشقتی زندگی میکرده ( ایکونه بمیرم برات مادر).
خلاصه می رسیم به حسن این جریان که ایشون همیشه مثل یک نگهبان بالای سر بنده اند تا کتاب تموم بشه و اون و ورش دارن ببرن. برای همین ساعات مفید ادم زیاد میشه و از زمانش بهتر استفاده میکنه. برای همین جریان باید یه تشکر ویژه از خواهرم بکنم. اینطور نیست؟
