تبليغاتX
دل نوشته های یک شیخ

دل نوشته های یک شیخ


هر چه در دل شیخ باشد

درباره وبلاگ

آن گوینده اسرار ، آن شکافنده اخبار،آن دایم الانلاین ،آن کانکت شده در روز،آن حسودیش شده به نفوس شیخ الشیوخ ،سرورنا و مولانا شیخ حقگو(رضی الله عنه).
در سده 14 شمسی چشم به جهان گشود.وی از عنفوان جوانی به درس و مشق در مکتبخانه اشتغال داشت.از کرامات او نقل کرده اند که در مدرسه دایما بر روی نیمکت نشستندی و بسیار حاضر جواب بودندی.
اینجا وبلاگ دومشه برای خواندن مطالب اصلی شیخ حقگو رضی الله عنه برین به: http://mamut2000.blogfa.com
با تشکر از توجه تون به نوشته های شیخ.






امكانات جانبي

ليست وبلاگهای به روز شده

دیگه ازینکه سنگ صبور باشم خسته شدم.

پ ن: شیخ حقگو  را هم ببینید.

یکشنبه سی و یکم شهریور 1387

فکر می کنم اگه خدا هم گناهانم رو ببخشه مادرم نمی بخشه
جمعه بیست و نهم شهریور 1387

کسالتهای روزه داری و سر دردهای دم افطار امانمان را بریده است.

پ ن: یکی از بچه ها میگفت از سستی ایمانه.

پ ن2: شیخ حقگو  را هم ببینید.

جمعه بیست و نهم شهریور 1387

وقتی که مسیر زندگیتو مشخص کردی یه مربی و استاد خوب پیدا من که مجبور نباشی مسیر یک روزه رو توی دو سال طی کنی.

پ ن: شیخ حقگو  را هم ببینید.

پ ن2: با اینکه دیشب برای سحری بیدارم کردند و منم پررو نشستم و سحری خوردم ولی روزه نیستم.


دوشنبه یازدهم شهریور 1387

چندی است که حوصله ای از برای اینکار نیست مارا . مریدان ببخشایند مارا
یکشنبه دهم شهریور 1387

در گذر زمان نظراتم تغییر کرده – حتی بعضی از نوشته های قدیمی وبلاگم رو هم الان قبول ندارم " در مورد این نظرات سوال نکنید چون اصلا به شما ربطی نداره" - اما هیچگاه بر خلاف وجدانم عمل نکرده ام.

پ ن: اینو سولژنتسین گفته بود البته به غیر از اون تیکه ای رو که من گفتم؛ دیدم منم همینطورم.

پ ن2: البته شیخ رو محکوم به این نکنید که ثبات اندیشه نداره ها ولی خوب هرچی معلومات و اطلاعات ادم بیشتر میشه نظراتش بر اساس معلومات جدیدش خواهد بود. البته شیخ که قربونش برم هر روز معلوماتش جدیدتر و جدیدتر میشه.

پ ن3: می خواستیم یه پست کوتناه بنویسیم الکی الکی چقدر طولانی شد.

پ ن 4: شیخ حقگو  را هم ببینید.

پنجشنبه هفتم شهریور 1387

بگذریم که دیشب با برنامه های علی دایی کاملا موافق بودیم در این باره صحبتی نمی کنم. یکم طرز صحبت افشین قطبی برام سخت بود قبول کردنش توی اون مصاحبه بعد از بازی پرسپولیس و ذوب آهن.

یاد دوران سربازی خودم افتادم با اینکه ادم خیلی مثبت نگری بودم و خیلی متفاوت بودم و توی سربازای دیگه خیلی تو چشم بودم- خیلی بیشتر از افشین قطبی توی لیگ- بالاخره این سیستم ایرانی تاثیر خودش رو میزاره و یه روز ادم قاط می زنه و اون موقع است که دیگه براش مهم نیست اون کسی که روبروت وایساده کیه می تونه یه سرهنگ باشه و تو هم به عنوان یک سرباز هرچی از دهنت بیرون میاد میگی و خیلی سبک میشی و می تونی یک هفته پست تنبیهی بدی و بازداشتگاه هم بری و از کل امتیازاتی که داشتی محروم بشی و حتی برای یک مدت لغو مرخصی.

ولی پیش خودت سربلندی که به سیستم عادت نکردی و این هزینه هایی هم که پرداخت می کنی برای سربلندی خودت و وجدانت چیزه زیادی نیست.

پ ن: شیخ حقگو  را هم ببینید.

سه شنبه پنجم شهریور 1387

آخیش راحت شدیم. آآآآآآیییییییییییی

بالاخره بعد از دوماه مهمون داری یه نفس راحت کشیدیم ما. نه اینکه مهمون نواز نباشیما نه خداییش شما خودتونو بزارید جای ما دوماه این بیاد دوهفته بمونه و بره و 2 روز بعدش یکی دیگه و .... بعد دوماه نمی برید . تازشم فکر بکن از برنامه ریزیهات هم کلی عقب افتادی.

پ ن: شیخ حقگو  را هم ببینید.

جمعه یکم شهریور 1387